يحيى دولت آبادى
282
حيات يحيى ( فارسى )
صلاح بدانم بىملاحظه به او بگويم نگارنده تقاضاى ويرا پذيرفته گاهگاه بملاقات وى ميروم و همه وقت بطور خصوصى و تنها مرا ميپذيرد و چون ميفهمد اهل هيچگونه توقعى نميباشم بيشتر حرمت ميگذارد . در اينوقت اوضاع مطبوعات دچار هرجومرج شديدى است روزنامهنويسان اولا بيشتر آنها از اشخاص سرمشق درستكارى و بيطمعى نميباشند بعلاوه بواسطه كم بودن خواننده روزنامهها اغلب دخل و خرج نميكند و ناچار بايد دخلهاى هوائى داشته باشند تا بتوانند به كار خود مداومت بدهند و راه آن دخلها منحصر است بمدح و دم متمولين تا از روى بيم و اميد سركيسه بگشايند . از طرف ديگر روزنامهها از روى همان احتياج و يا از روى اغراض خصوصى رفتهرفته صورت ميدان مبارزهء دوستى و دشمنيهاى شخصى به خود گرفته بيك دشت نبرد خصوصى بيشتر شباهت يافتهاند تا بنمايندگى افكار عمومى و البته ناراضيهاى از عمليات سردار سپه و نظاميان هم از پول دادن بجرائد براى نشر اخبار مخالف دريغ نميكنند و راه دخل خوبى براى روزنامهنگاران باز شده روزبروز قوت ميگيرد و شدت مىكند . سردار سپه از يكطرف نميخواهد بر ضد آزادى مطبوعات به ظاهر قدمى بردارد و از طرف ديگر ناچار است خود را از تعرض ارباب قلم نگاهدارد اين است كه گاهى به دادن پول مختصر آنها را ساكت مىكند و از نگارشات مخالف خوددارى ميكنند و چون آن پولها تمام شد دوباره شروع مينمايند و ناچار مىشود با تهديدهاى مستقيم و غير مستقيم آنها را ساكت و آرام نگاهدارد با اينوصف نتوانست اين رويه بينبين را زياد طول بدهد و ناچار شد بعمليات سخت توسل بجويد اين بود كه مدير روزنامه حيات جاويد را با خورد كردن دندانهاى او بواسطه مشت خود سياست كرد و بدن مدير ستاره ايران حسين صبا را با زدن سيصد شلاق مجروح ساخت بعد از اين دو واقعه روزنامهنگاران اندكى بجاى خود نشستند روزى نگارنده آگاه شده كه نظاميان باداره روزنامه وطن ريخته مدير آن ميرزا هاشم خان را بطورى كه مشرف بمرگ شده است زدهاند و روزنامه - هاى او را در آتش سوزانيدهاند و چون خبر بسردار سپه رسيده است گفته بىاطلاع من بوده چون بر ضد قشون نوشته است قشون عصبانى شده در مقام انتقام كشيدن برآمده